|
انتظار من تنها در ساحلی می نشينم سکوت اختيار می کنم چشمانم را به جاده ای دراز می دوزم تا يک روز انتظار به پايان رسد من منتظرم، منتظر فانوسی در تاريکی من جاده ای دراز را به ياد تو می پيمايم تا يک روز تو را در اين جاده بيابم تنها جاده ای که به کلبه ی کوچکی می رسد
|

