|
انتظار من تنها در ساحلی می نشينم سکوت اختيار می کنم چشمانم را به جاده ای دراز می دوزم تا يک روز انتظار به پايان رسد من منتظرم، منتظر فانوسی در تاريکی من جاده ای دراز را به ياد تو می پيمايم تا يک روز تو را در اين جاده بيابم تنها جاده ای که به کلبه ی کوچکی می رسد
دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )
ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)
ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
|

